خاطرات یک روان پرستار_ به فصل پروانه ها (قسمت دوم)

خرید بک لینک

بسم الله الرحمن الرحیم

قسمت اول را از اینجا بخوانید

پروانه به همه ی همراهای بیمارهای دیگه توجه نشون میداد!

به شال و مانتوی همراه یکی از بیمارا گیر داده بود و مدام دست می کشید و میگفت وای چه خوشگله! از کجا خریدی؟!

و همراه بیمار با صورتی که ترس ازش می بارید تنها لبخند می زد و سعی میکرد با بی محلی پروانه رو از خودش دور کنه! ولی پروانه کوتاه بیا نبود و حتی محکم بغلش کرد!

ادامه مطلب
غدیر خم، عید ولایت...

ما را در سایت غدیر خم، عید ولایت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: يکشنبه 6 مرداد 1398 ساعت: 23:31

صفحه بندی