بسم الله الرحمن الرحیم
+نشستیم تو هیات و تازه روضه تموم شده و سینه زنی رو شروع کردن! چادرو از کنار صورتم کنار زدم و همچنان تو حال و هوای روضه بودم که چشمم خورد به یه فسقلی دو سه ساله که واسه خودش اون وسط راه می رفت و به شکلی خیلی بامزه ای که قابل توصیف نیست سینه میزد!
یجوری میزد که یکی درمیون میخورد تو سینه اش ! بقیه ش تو هوا بود!
خنده م گرفته بود. سرمو انداختم پایین که دیدم یه فسقلی دیگه هم کنار دست خودم بغل مادرش نشسته!
نگاهش کردم. این یکی به زور یه سالش بود داشت دست میزدD:
یهو ریتم سینه زنی تند شد دست زدن اینم تند شد!
دیگه نتونستم جلوی خنده مو بگیرم! وسط مجلس سرمو انداخته بودم پایین میخندیدم! خیلیییی بامزه بود حرکتش!
ما را در سایت غدیر خم، عید ولایت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 45